أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
202
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
كه هفت مرد در راهى ميرفتند و ميتى ديدند كه افتاده بود گفتند بيائيد تا باتفاق هر يكى كارى از بهر اين ميت بگذاريم و او را دفن كنيم پس يكى از ايشان شيخ شمس الدين عمر تركى بود فرمود كفن وى بر من و ديگر شيخ ابو الحسن كردويه بود ، فرمود گور كندن او بر من ، ديگر شيخ شهاب الدين محمد عمرى بود « 86 » ، گفت غسل او بر من ، ديگر شيخ روزبهان بقلى بود فرمود صلازدن و اخبار مسلمانان كردن بر من « 87 » ديگر شيخ زين الدين مظفر باغنوى بود فرمود او را برداشتن و در قبر نهادن بر من ، ديگر فقيه ارشد الدين نيريزى بود ، گفت نماز كردن بر وى و تلقين دادن بر من . هفتم از ايشان شيخ جمال الدين مذكور بود كه بماند و هيچ نگفت كه چه بر من . بعد از آن هريك از مشايخ آنچه گفته بودند بجاى آوردند و آن ميت غريب به خاك سپردند . چون فارغ شدند شيخ شمس الدين عمر تركى كه پير و بيشتر خرقه از او داشتند فرمود بيائيد كه در اين امر كه بما حواله شد معاملتى
--> - متوفى در سنهء 664 باشد كه يكى از مآخذ عمدهء مؤلف است در اين كتاب و غالبا از او بعنوان « قال الفقيه » ولى بدون تسميهء كتابى مخصوص ازو فقراتى نقل مى - كند زيرا كه جميع مطالبى كه از « سيرة الكبرى » در كتاب حاضر نقل شده همه راجع است بسوانح احوال اشخاصى كه ما بين 600 و 700 ميزيستهاند پس بديهى است كه سيرة الكبرى تأليف ابو الحسن ديلمى از رجال قرن چهارم و معاصر شيخ كبير يا ابو شجاع مقاريضى متوفى در سنهء 509 كه هر دو نيز از مآخذ مؤلف كتاب حاضراند نمىتواند باشد ، و مآخذ عمدهء مؤلف كه خود در ديباچه و غير آن بدانها اشاره كرده تأليفات همين سه شخص مذكور است بعلاوهء شيرازنامه ، و چون در شيرازنامه اثرى از فقرات منقوله از « سيرة الكبرى » يافت نميشود پس تقريبا شكى باقى نميماند كه مؤلف سيرة الكبرى چنان كه گفتيم همان فقيه صائن الدين حسين مذكور بايد باشد ، و شايد نيز بلكه باحتمال بسيار قوى اين كتاب همان « تاريخ مشايخ فارس » باشد كه مؤلف در ترجمهء فقيه مذكور در جزو مصنفات او شمرده ، - و يك مرتبه نيز مؤلف در ورق 88 ب از كتابى باسم « السيرة الصغرى » توأما با السيرة الكبرى به اين عبارت : « و له كرامات . . . تشتمل عليها السيرة الكبرى و الصغرى » فقراتى نقل كرده كه باز راجع است به كسى كه در اواسط قرن هفتم مىزيسته ، و اين كتاب نيز ظاهرا تأليف همان فقيه صائن الدين مذكور بايد باشد . ( 86 ) - در شيرازنامه و شد الازار شرح احوال اين شخص يعنى شهاب الدين محمد العمرى مذكور نيست و با فحص بليغ در هيچ مأخذ ديگرى نيز هيچگونه اطلاعى راجع بشخصى با اين نام و نشان نتوانستيم بدست بياوريم ( علامه قزوينى ) . ( 87 ) - قال الشيخ روزبهان على ان انادى الناس لصلوته ( شد الازار ) . مد : صلوة زدن و اخبار مسلمانان كردن بر من .